۱۳۹۱ فروردین ۲۱, دوشنبه
آنجه باید گفت
گونتر گراس، نویسنده و شاعر آلمانی و برنده نوبل ادبی:باید گفت آنچه گفتنیست
آنجه باید گفت
گونتر گراس
برگردان: شروین فریدنژاد
آنجه باید گفت
گونتر گراس
برگردان: شروین فریدنژاد
۱۳۹۰ اسفند ۹, سهشنبه
از احمدی نژاد تا اسکار
واقعا که مردمان
بسیار نجیب و ساده اندیشی هستیم از دیروز تا حالا چنان مشغول فرستادن پیامهای
تبریک به این و آن هستیم که گویا کشور در بندمان از چنگ دژخیمان اسلامی نجات یافته
است. همه چیز را به یک باره فراموش کردیم ۳۳ سال جنایت و اعدام های فرزندانهایمان
جنگ و ویرانی و شکنجه و ستم و فقر و فحشا و و و و .... برای یک بار دیگر به همه
جهانیان ثابت کردیم که ما هنوز هم قادریم عکس امام را در ماه ببینیم و آنقدر تشنه
افتخارات دروغین هستیم که برایش حتی نیم نگاهی نیز به خون برادران و خواهرانمان که
به روی خاک مرده این سرزمین کهن ریخته نمی اندازیم. اما یک چیزی را دراین میان
بایستی به حق به کارگردانان واقعی این نمایش تبریک گفت که با مهارت تمام و البته
با سرمایه گذاری کلان از جیب ملت مظلوم بار دگر موفق به انحراف افکار این خلق از
چپ تا راست شدند. گویا به این ملت کماکان میشود برگ زد. بالاخره اسکار این
بزرگترین حقه سینمایی را نیز فتح کردیم. به شما تبریک ، به دسته جنایتکاران خامنه
ای و احمدی نژاد تبریک و خجالتش برای ما !
۱۳۹۰ اسفند ۶, شنبه
از ثابتى تا مخملباف
۱۳۹۰ بهمن ۲۱, جمعه
نقش اولاف پالمه سنتر در اپوزیسیون سازی برای آینده ایران چیست؟!
بهرام رحمانی
اپوزیسیون راست ایرانی همانند هم کیشانش در عراق، افغانستان، لیبی و...، مذهب زده، ارتجاعی، نژادپرست، جنگ طلب، معامله گر و غیراجتماعی است. به همین دلیل، بخشی از اپوزیسیون راست ایران، به هر خفت و خواری و بند و بست با جناح بندی های حکومت اسلامی و دولت های رقیب این حکومت تن درمی دهد تا به هر قیمتی به قدرت و ثروت ها «اهدایی» دسترسی پیدا کند.
اما مشکل و مانع اپوزیسیون راست ایرانی، جنبش های اجتماعی نظیر جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش دانش جویان و جوانان، نویسندگان و هنرمندان مترقی و هم چنین جنبش های حق طلب و برابری طلب مردم تحت ستم مناطق مختلف ایران است.
۱۳۹۰ آبان ۲۵, چهارشنبه
بازار داغ بیانیه ای که بدون توجه به محتوی امضا می شوند
حسن زارع زاده اردشیر / روزنامه نگار و فعال حقوق بشر
۱۳۹۰ مهر ۸, جمعه
به مناسبت نسل کشی دهه ٦٠
ضرورت دادخواهی و دستاوردهای آن
مرجان افتخاری
سپتامبر ٢٠١١
موج سرکوب گسترده و قلع و قمع نیروهای سیاسی در ٣٠ خرداد سال ٦٠ و کشتار سراسری زندانیان سیاسی در تابستان سال ٦٧ محصول شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مشخصی از یک دوران تاریخی است. نخست، ترس، هراس و وحشت گسترده، زندان و اعدامهای گروهی برای "تثبیت قدرت سیاسی" و پایان دادن به مبارزه و کشاکشی که در هر کوچه و محله، هر کارگاه و کارخانه، هر مدرسه و دانشگاه برای آزادی و یک زندگی بهتر و انسانی در جریان بود. سپس برای "ادامه بی خطر قدرت" پاکسازی، کشتار و حذف زندانیان سیاسی در تابستان سال ٦٧ در بی تفاوتی، رخوت، خستگی و در خود فرورفتگی کامل مردم از فشارهای اقتصادی و جنگ طولانی بود. دو رویداد تاریخی، یکی در پی دیگری، با یک هدف مشخص "نابودی نسل ٥٧" نسلی که مدعی انقلاب به غارت رفته شده اش بود.نسلی که حتی در زندان، در دل سرکوب و وحشت دائمی پتانسیل مبارزاتی را از دست نداده بود.
۱۳۹۰ شهریور ۲۵, جمعه
نه میبخشيم، نه فراموش میکنيم: عبارتی کليدی در تضمين پيشروی بسوی بهبودی فرد و جامعۀ آسيبديده،
نورايمان قهاری
بهبودی افراد و جامعهی آسيبديده تنها وقتی امکانپذير است که زخمهای گذشته التيام يابند. تاريخ نشان داده است که التيام مردم سرکوب شده بدون کشف حقيقت، عدالت کيفری برای سرکوبگران، جبران خسارت در حق بازماندگان و جانبدربردگان، و تضمين عدم تکرار جنايت عليه بشريت امکانپذير نيست
متن سخنرانی نورايمان قهاری، دکتر روانشناس در چهارمين گردهمائی سراسری درباره کشتار زندانيان سياسی در ايران. يوتبوری، سوئد - دهم سپتامبر ۲۰۱۱
۱۳۹۰ مرداد ۱۰, دوشنبه
کاش این حقارت را به چشم نمیدیدم مینا اسدی
پاسخ مینا اسدی به سپانلو: کتاب کهربای تو ادامه برنامه هویت کیهان حسین شریعتمداری است. دروغهای بیرحمانهی تو مرا واداشت که به آن پاسخ گویم. گفتم که تا سپانلو زنده است و من زندهام ،سکوت را بشکنم و رویاروی با خود او حرف بزنم

۱۳۹۰ خرداد ۳۰, دوشنبه
محاکمه تقی شهرام به روایت شاهد عینی راینر گویلن، حقوقدان آلمانی
در کنار این سه نفر،نماینده دادستان انقلاب نشسته بود. روی دیوارهای پشت آنها آیههایی از قرآن نصب شده بود. همه ی روند دادگاه فیلمبرداری می شد. در ردیف اول حاضرین دردادگاه چندین خبرنگار ایرانی نشسته بودند. در ردیف پشت آنها خانواده افرادی که شهرام متهم به قتل آنها بود، نشسته بودند
اکثریت غالب حاضر دردادگاه را مأموران خود بازداشتگاه اوین تشکیل می داد. تقریباً نصف سالن دادگاه خالی بود
من به عنوان ناظر خارجی بدون هیچ مشکلی حق شرکت در این دادگاه را داشتم. هروقت قضات وارد سالن دادگاه می شدند، حاضرین از جای خود بلند میشدند و "الله اکبر، خمینی رهبر" شعار می دادند. بعد از این مراسم تلاوت آیات قرآن شروع می شد
اشتراک در:
پستها (Atom)






